ما برگشتیم
نمیدونم چرا حال و حوصله اپ کردن ندارم اصلا
مخصوصا وقتی وارد فضای اینترنت میشم دپرسیم درجش خفن میره بالا

اینم چندتا عکس از فرزان قبل از این که مهیار ببرش ارایشگاه
بلاخره پدر محترم کار خودشو کرد و فرزانو برد ارایشگاه
البته فرزان تو
ارایشگاه حسابی از خجالت مهیار در اومد و حال اساسی به پدر محترمش داد

اینم چند تا عکس بعد کوتاهی موی فرزان
فرزان حسابی شیطون تر شده و نا ارومی تو خونه بند نشدنش هم بیشتر
محال ممکنه که بتونیم تو خونه نگهش داریم حتما باید هر روز عصری یه سری
به پارک بزنه و یه خراب کاری راه بندازه
چند روز پیش رفتیم پارک و داشت واسه خودش حسابی تو چمن ها میدوید
که چنان با سر رفت تو جدول پارک که سرش اندازه یه گردو اومد بالا
خداروشکر گربه هام به خاطر شلوغی پارک کم پیدان و من یه نفس راحتی
میکشم

من و مهیار به این نتیجه رسیدیم که بهتره یک کم ورزش و کوهنوردی بکنیم
و پاتوق ما شده بام تهران که البته با اتوبوس تا بالا میریم چون من حس
سر بالایی ندارم البته در این بین بقیه رو هم بی نصیب نمیزاریم و با خودمون
میبریم

دامنه استقلال فرزان به شدت بالا رفته و دوست داره کارای شخصی خودشو
خودش انجام بده هنوز توی حرف زدن خیلی کنده و نه جمله میگه نه یه کلمه
درست و حسابی
بلاخره دندون ۱۷ سرو کلش پیدا شد و ما رو بسی خرسند کرد
اشتهای فرزان هم داره بدو بدتر میشه و لجبازیاش با من و مهیار بیشتر