بعد از تولد دو سالگی فرزان فرصت اپ کردن پیدا نکردم چون میزان چسبندگی فرزان
ماوراء صوت بالا رفته و کمتر اجازه میده من پای کامپیوتر باشم و خلاصه ففر کوچولو
از چسب دوقولو تبدیل به چسب اهن شده و در هر شرایطی به من میچسبه و من
تبدیل به کولای پیر شدم و فرزان بچه کوالا
و اما
اینبار دوازدهم شهریور تولد ۲۹ سالگی مهیار را جشن گرفتیم و خانواده همسری
مهمون ما بودن و با این که ماه رمضان بود ولی جشن خوبی بود و خوش گذشت
فرزان هم که عاشق شمع و فشفشه و هر گونه وسیله اتش زایی هست دیگه
حسابی نونش تو روغن بود و فکر کنم یه دویست باری شمعهارو فوت کرد
وباز فرزان
حدود یک هفته ای میشه که فرزان به سرعت داره مثل طوطی با زبان خودش کلمه
میگه با این که با این سن و سالش باید جمله بگه ولی صبح تا شب میگه
baby
one two
my pmc
و ما کشف کردیم بابا این بچه رسما خارجی بوده و ما اشتباه میکردیم فارسی
حرف میزدیم
حالا قرارشده من و باباش فشرده بریم سفیر ثبت نام کنیم شاید
به پای فرزان برسیم
بد غذایی فرزان هم داره بی داد میکنه و حتما باید تو غذاش مهیار رو شریک کنه
مهیار هم که رژیمه ولی به سرعت نور تمام محتویات ظرف فرزان رو خالی میکنه
فرزان هم براش دست میزنه و تشویقش میکنه و حسن این کار اینه که ما برای
بچه دوممون اغوشی لازم نداریم شکم مهیار حکم همون رو بازی میکنه
ففری به طور باورنکردنی شامه قوی در شناسایی افراد سیگاری داره و چون پدر
مهیار مرتب سیگار میکشه فرزان هم عشق سیگار شده و همش لبش سه متر
جلو اومده و ادای سیگار در میاره
شاید اگه پول خوبی دادن بفرستیمش دایره
مبارزه با مواد مخدر
واقعا دم اون کسانی که اسباب بازی رو اختراع کردن گرم از وقتی که برای فرزان
ماشین لباس شویی خریدیم دیگه کاری با ماشین لباسشویی خونه نداره و همش
با جوراب و یه لیوان اب نشسته و ماشین شو روشن میکنه
البته عکس جنازه
ماشین لباس شویی تو پست بعدی میزارم
اینم بگم که واقعا تو هر قشری پروفسور وجود داره
چند وقت پیش من و فرزان رفتیم دکتر و فرزان هم عین چسب به من چسبیده بود
هیچ جوری جدا نمیشد که دکتر منو ویزیت کنه
یکدفعه خانوم دکتر به فرزان گفت
بیا بهت دو تا بادکنک بدم وتند تند بداشت دو تا دستکش رو باد کرد و سرش رو گره
زد داد دست فرزان و ففری هم حسابی حال کرد
موقع برگشت چون منو فرزان
پیاده بودیم و فرزان به هیچ وجه این دوتا بادکنک رو از خودش جدا نمیکرد تا خود خونه
به دکترو و تمام فک و فامیلش ....بار کردم که این دستکشای بادشده ای که شکل
....گاو شده دست فرزان داده و باعث شده تا خونه من بیچاره ذوب بشم
